السلام عليک يا ابا عبــــــــــــدالله الـــــــحسين
(( علیـــــــه الـــــسلام ))








همه شهدا به مقام عباس علیه السلام غبطه می خورند
هنوز نوای دلنشین سرآمد جوانان اهل فردوس
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام در شب عاشورا،
خطاب به یارانش در گوش تاریخ طنین انداز است. آنجا كه فرمود:
«من یارانی بهتر و با وفاتر از یاران خویش سراغ ندارم.»(1)
آنگاه كه نیك می نگری از كودك شیرخواره تا پیرمرد
نود ساله را در اوج قله فتح و ایثار كربلا می بینی.
تو گویی عاشورا مكتب انسان سازی برای هر نسل و هر فصل است
و برای همگان از كوچك و بزرگ و از هر دسته و مقام،
الگویی ماندگار آفریده است.
اوراق زرین تاریخ سراسر رشادت و شهادت كربلا مشحون
از تجلیات زیبای خدایی است كه نقش حساس و وصف ناپذیر
«یاران جوان» امام حسین علیه السلام
بسی برجسته و مشعشع است.
به گواه تاریخ از فرزندان مبارك امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام،
شش جوان در كربلا به شهادت رسیدند
كه یكی از آنها حضرت علی اكبر علیه السلام بود
كه در سن هجده سالگی در ركاب پدر
در نهایت شهامت جنگید تا شهد نوشین شهادت را نوشید.
شخصیت والای حضرت عباس بن علی علیه السلام
از آنچنان جایگاهی در نزد اهل بیت برخوردار است كه امام زین العابدین علیه السلام فرمود:
«خداوند رحمت كند عمویم عباس را،
او خود را فدای برادرش حسین علیه السلام كرد.
تا این كه هر دو دست او قطع شد و خداوند
به او همانند جعفر طیار دو بال عطا نمود كه در بهشت با فرشتگان پرواز كند.
برای عباس نزد خدا متعال منزلت و درجهای است
كه تمام شهیدان در قیامت به آن مقام و منزلت غبطه می خورند.»
در صدر آنان، سیمای دلربای آقا
قمر بنی هاشم اباالفضل العباس علیه السلام می درخشد.
آن حضرت كه علمدار و سقای سپاه حق بود
در حادثه عاشورا سی و چهار سال داشت
در تاریخ آمده است كه امام علی علیه السلام - پس از
شهادت ام الائمه حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها- از برادر بزرگوارشان عقیل
كه عالم به علم انساب عرب بود-
خواست تا همسری برای آن حضرت انتخاب كند
كه فرزندانی شجاع و دلاور بیاورد. عقیل،
فاطمه دختر حزام را معرفی نمود و عرض كرد:
در عرب شجاع تر از پدران او كسی را نمی شناسم.(2)
امیرالمؤمنین با فاطمه دختر حزام ازدواج كرد
كه ثمره این پیوند مقدس چهار پسر به نامهای
عباس، عبدالله، عثمان و جعفر بود. از آن پس فاطمه، «ام البنین» -
مادر پسران- لقب گرفت
و به وجود این چهار پسر و یادگار از امیرالمؤمنین مباهات می ورزید
و هر چهار پسر را در راه خدا
و در ركاب حسین علیه السلام تقدیم نمود.
«عباس» در لغت به معنای «شیر بیشه» است
كه دیگر شیران از او بترسند(3)
و قامت استوار و رشید و چهره زیبا و شجاعت
كم نظیر«ماه بنی هاشم» خود گویای این حقیقت بود
که وجود آن حضرت در سپاه برادر بزرگوارش و امام زمانش
خود محكم ترین پشتوانه برای سید الشهداء علیه السلام محسوب می شد.
چه این كه آنگاه كه امام حسین علیه السلام
بر سر پیكر پاره پاره برادر رشیدش ابوالفضل حاضر شد فریاد بر آورد كه :
"اكنون دیگر كمرم شكست و دشمن بر من جسور گشت."(4)
شخصیت والای حضرت عباس بن علی علیه السلام
از آنچنان جایگاهی در نزد اهل بیت برخوردار است
كه امام زین العابدین علیه السلام فرمود:
«خداوند رحمت كند عمویم عباس را،
او خود را فدای برادرش حسین علیه السلام كرد.
تا این كه هر دو دست او قطع شد و خداوند
به او همانند جعفر طیار دو بال عطا نمود كه در بهشت با فرشتگان پرواز كند.
برای عباس نزد خدا متعال منزلت و درجهای است
كه تمام شهیدان در قیامت به آن مقام و منزلت غبطه می خورند.»(5)
زیباترین گواه بر وفاداری او، حماسهای است
كه آن حضرت در كنار نهر فرات و در میان خیل عظیم سپاهیان باطل آفرید.
آنگاه كه مشك خویش پر از آب ساخت،
از شدت تشنگی و بی اختیار قصد نوشیدن آب نمود،
اینجا بود كه به یاد تشنگی مولایش امام حسین علیه السلام
افتاد و آب را بر آب ریخت و در بازگشت به خیام، شهد شیرین شهادت را نوشید.(7)
بنازم غیرت و عشق و وفا را كه عطشان بر لب دریاست عباس
هنوز از تشنه كامان شرمگین است ببین در علقمه تنهاست عباس






محرم
ماه ايثار و جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است!
ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.
زیـــــــــــارت عاشورا
امام باقر عليه السلام فرمود:
هر كه حسين را در روز عاشورا زيارت كند
به گونه اى كه نزد او گريان شود،
خداوند را ملاقات كند در حالى كه ثواب يك ميليون حج
و يك ميليون عمره و يك ميليون جهاد كه ثواب هر حج
و هر عمره و هر جهاد ماند ثواب كسى باشد
كه با پيامبر و ائمه اطهار عليهم السلام
حج و عمره و جهاد نموده باشد، راوى گويد:
عرض كردم : فدايت شوم ،
ثواب كسى كه در شهرها و نواحى دور مى باشد
و نمى تواند در آن روز امام حسين بيايد چيست ؟
حضرت فرمود:چون روز عاشورا شد
به صحرا يا بر بلندى در خانه خود برود
و در حالى كه به حضرت اشاره مى كند،
سلام نمايد و تلاش كند در نفرين بر دشمنان حضرت ،
سپس دو ركعت نماز بخواند و اين كار را قبل از ظهر انجام دهد؛
اهل خانه خود را نيز به گريستن بر حضرت دستور دهد،
خود بگويد و جزع نمايد، و اقامه عزا كند
در خانه و يكديگر را با حالت گريان ملاقات كنند،
چون اين اعمال را انجام دهند
من ضامنم كه خداوند متعال
تمام اين ثوابها را به او بدهد،
راوى عرض كرد:
فدايت شوم شما ضامن مى شويد؟
حضرت فرمود: من ضامنم آن ثوابها را،
آن گاه حضرت پس از ياد دادن زيارت عاشورا فرمود:
اگر اينگونه حضرت را زيارت كنى ،
همانند ملائكه اى كه زائر حسين هستند،
حضرت را زيارت كرده اى و خداوند
براى تو يك ميليون حسنه مى نويسد،
و يك ميليون گناه عفو مى كند
و يك ميليون درجه تو را بلند گردانده
و همانند كسى باش كه با امام حسين عليه السلام
شهيد گشته و در مقامات بلند ايشان شريك مى گردى ...
در ادامه حضرت فرمود:
اى علقمه اگر بتوانى هر روز حسين
را اينگونه زيارت كنى انجام ده كه براى تو نماز آن ثوابها خواهد بود انشاء الله .

خطبه زينب كبرى در شهر كوفه در ملامت مردم كوفه
هنگام ورود اهل البيت به شهر كوفه ، وقتى زنان شهر كوفه شروع به گريه و زارى كردند و گريبان چاك زدند، مردها نيز مى گريستند، زينب كبرى سلام الله عليها به سوى مردم اشاره فرمود كه خاموش باشيد، دمها فرو بسته شد و زنگ از بانگ ايستاد، سپس حضرتش چنان خطبه اى خواند كه راوى گويد: من زنى پرده نشين نديدم كه گوياتر از او باشد، تو گوئى همانند على عليه السلام سخنرانى مى كرد، پس از حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر اكرم فرمود:اى مردم كوفه ، اى دغل كاران بى حميت ، اشك چشمتان خشك مباد و ناله هاى شما را آرامش نيايد، مثل شما همانند آن زنى است كه بافته خود پس از محكم تافتن و ريستن ، باز كرد و تارتار نمود، (پس از آن همه فعاليت و تحمل سختيها، دشمن خود را يارى داديد) سوگندهاى خود را دستاويز فساد كرده ايد، شما چه داريد؟ جز لاف زدن و دشمنى و دروغ ، همچون كنيزان چابلوسى مى كنيد، و چون دشمنان سخن چينى مى كنيد، و يا چون سبزه اى كه بر پهن روئيده ايد و يا گچى كه بر روى قبر مالند (در ظاهر زيبا ولى در باطن گنديده ايد، و ظاهرش چون گور كافر پر حلل ، باطنش قهر خدا عزوجل ) براى خود بد توشه اى پيش فرستاديد، كه خدا را به خشم آورديد و در عذاب جاودان بمانيد، آيا گريه مى كنيد؟! گريه كنيد كه شايسته گريستن هستيد، بسيار بگرييد و اندك بخنديد، كه عار آن شما را گرفت و ننگ آن بر شما ماند، ننگى كه هرگز از خود نمى توانيد شست ، چگونه اين ننگ را از خود بشوئيد كه فرزند خاتم انبياء و معدن رسالت و سيد جوانان اهل بهشت را كشتيد، آن كه در جنگ ستمگر شما و پناه حزب شما بود، و در صلح موجب آرامش دل و مرهم گذار زخم شما و در سختى ها پناهگاه شما بود، بد چيزى براى خود پيش فرستاديد، بد بار گناهى بر دوش خود گرفتيد در روز رستاخيز، مرگ بر شما باد، سرنگون باشيد، تلاش شما به نوميدى انجاميد و دستها بريده شد و سودازيان كرد، خشم خداى را براى خود خريديد و دچار ذلت قطعى شديد. آيا مى دانيد چه جگر (گوشه اى ) از رسولخدا شكافتيد؟ و چه پيمانى شكستيد و چه پرده نشينانى از او را، از پرده بيرون كشيديد؟ و چه حرمتى از او دريديد و چه خونى ريختيد، كارى شگفت آورديد كه نزديك است از هول آسمانها منفجر شوند و زمين بشكافد، و كوهها بپاشند و از هم بريزند مصيبتى است دشوار و بزرگ ، پيچيده و شوم كه راه چاره در آن بسته . آيا تعجب مى كنيد اگر آسمان خون ببارد و لعذاب الآخرة اخزى و هم لا ينصرون ، مهلت خدا، شما را چيره نكند كه خداوند از شتاب و عجله منزه است و نسبت به از دست رفتن خونى نمى ترسد، او در كمينگاه ما و شماست ، سپس اشعارى انشاء نمود و فرمود: چه خواهيد گفت : هنگامى كه پيغمبر (ص ) با شما گويد: اين چه كاريست كه كرديد، شما كه آخرين امت هستيد، اين چه كاريست كه با خاندان و اولاد و عزيزان من كرديد؟! عده اى اسير و عده اى به خون غلطيده ، اى امت آخرين ؟!آيا پاداش من اين بود كه با بستگان من ، پس از من چنين كنيد! مى ترسم كه بر سر شما عذابى همانند ارم فرود آيد!راوى گويد: سخنرانى زينب كبرى در حالى تمام شد، كه مردم را ديدم ، حيرت زده ، دست در دهان (از تعجب ) داشتند، پيرمردى كنار من بود، آنقدر گريسته بود كه محاسن او را از اشك چشمش پر شده بود، و در حالى كه دستها را به آسمان بلند نموده بود گفت : پدر و مادرم فدا باد، پيران شما بهترين پيران ، جوانهايتان بهترين جوانان ، بانوان شما برترين بانوان ، خاندان شما خاندان بزرگوار و فضيلت شما بسيار
|
